خرید بک لینک

ما هر روز چیزهایی را در قلب خود دفن می‌کنیم که درباره آن‌ها به کسی چیزی نگفته‌ایم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۴ ساعت 8:14 توسط سوری  | 

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 6:05

پیرکی، لال، سحرگاه، به طفلی، الکن،می­ شنیدم که، بِدین نوع، همی راند سخن،که: ­ای ز زلف ات، صُـ صُـ صبح ام: شا شا شامِ تاریک؛وی ز چِهرَ ات، شا شا شام ام: صُـ صُـ صبحِ روشن!تِـ تِـ تِریاکی ام و، بی شَـ شَـ شهدِ لَـ لب ات،صَـ صَـ صبر و، تا تا تاب ام، رَ رَ رفت، از تَـ تَـ تن.طفل، گفتا: مَـ مَـ من را، تو تو، تقلید مکن!گُـ گُـ گُم شو! ز بَرَ ام؛ ای کَـ کَـ کَم تر، زِزِ زنمی می­خاهی، مُـ مُـ مُشتی، به کَـ کَلَّه ات، بزنم،که، بیافتد، مَـ مَـ مَغز ات، میـ میانِ دَ دَهَن؟!پیر، گفتا: وَ وَ وَ الّاه! که،

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 6:05

مرا تو جان شیرینی به تلخی رفته از اعضا
الا ای جان به تن بازآ و گر نه تن به جان آید

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۴ ساعت 12:30 توسط سوری  | 

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 6:05

صفحه بندی